سلطان محمد ميرزا قاجار

37

سفرنامه سيف الدوله ( معروف به سفرنامه مكه ) ( فارسى )

سبز درختهاى آزاد قوى بسيار دارد . اطرافش خانه‌هاى مردم است . مردم خوش‌آواز زياد دارند . اكثر كچل مىشوند . [ 11 آ ] بسيار بيكاره و تنبل [ و ] بيشتر ما يحتاج آنجا از اطراف آيد . كوه البرز كوه البرز در سمت جنوبش واقع است . در آن كوه بلوكى است موسوم به رحمت‌آباد . « 4 » سردسير است [ و ] مسكن طايفهء عمارلو « 5 » . برف از آن كوه در مدت سال تمام نمىشود . يك شعبه از اين كوه از طرف غربى رشت كشيده ، سمت شمال به‌طرف دريا مىرود . معدن نمك هيچ ندارد . زمستان و بهار ، آب و گلش فراوان است . در تابستان آبش كم است . اجناسى كه از خارج مىآورند به قيمت اعلى مىفروشند . وضع زندگى مردم خوراك مردمش بيشتر برنج و ماهى و مرغ آبى است . اسباب خانه و زندگانى اهل اين ولايت بيشتر از چوب و برگ درخت و علف جنگل است . ظروف و اسباب طبخ آنها از گل [ است ] . خوراك و اسباب زندگانى آنها بسيار شباهت به اعراب دارد . حصيرهاى خوب از علفها مىبافند . در همهء خانه‌هاى رشت چاهها دارند [ 11 ب ] كه در زمستان يخ در آنها انباشته ، لاى يخها را برف مىريزند و به جهت تابستان خود نگاه مىدارند . از كثرت برف و شدت سرما چند روز در رشت معطّل شده ، آخر الامر ، لا علاج روز پنج‌شنبهء هفتم شهر رمضان ، بنه و اسباب خود را بر دوش حمالها داده ، چارقها پوشيديم و از رشت به‌طرف پير بازار « 6 » رفتيم .

--> ( 4 ) . نام يكى از دهستانهاى چهارگانهء رودبار شهرستان رشت است . اين دهستان از حدود منجيل تا مقابل امام‌زاده هاشم ، در خاور سفيدرود واقع شده است . ( فرهنگ جغرافيايى ايران ، ج 2 ، ص 128 ) . ( 5 ) . اصل همه‌جا : امبارلو . ( 6 ) . ده از دهستان حومه ، بخش مركزى شهرستان رشت . ( فرهنگ جغرافيايى ايران ، ج 2 ، ص 54 ) .